مشروطه‌سازی قدرت

ایمن‌سازی حاکمیت از خلال سهیم کردن شهروندان در منابع قدرت

چنانکه می‌دانیم نظریه‌پردازانی مانند منتسکیو، مارکس، ویتفوگل و وبر از پیشگامان جامعه‌شناسی هستند و نظریات آنها قابل‌تأمل است. درون‌مایه این نظریات آن است که در کشورهایی نظیر ایران بنا به علل مختلف (فقدان ساختار طبقاتی، موقعیت جغرافیایی و اقلیمی، ساختار فرهنگی و…) شاهد پیدایش گونه‌ای دسپوتیسم هستیم که مانعی مقابل شکل‌گیری مالکیت خصوصی و مشروط‌کردن قدرت توسط طبقات است. چنانچه شما قائل به امکان مشروط‌کردن قدرت در ایران هستید، نارسایی و ایراد نظریه‌پردازان مذکور را چه می‌دانید؟ چه ادله‌ای در نفی نظریه‌های مذکور و تثبیت امکان مشروط‌کردن قدرت در ایران می‌توان مطرح کرد؟ به نظر من هر نظریه جامعه‌شناسانه‌ای که ... مطالعه بیشتر

وجود یک دولت مقتدر به نفع آینده ایران است

نقیب‌زاده در این گفت‌وگو با تصریح این نکته که نباید دولت را ترساند، اذعان می‌کند: نیروهای اجتماعی نیز باید به لحاظ فرهنگی اعتلا پیدا کرده و خواسته‌هایشان را به‌صورت مسالمت‌آمیزتری مطرح کنند و به دام رادیکالیسم نیز نیفتند. او همچنین بر این نظر بوده که اگر توسعه زیرساخت‌ها مدنظر دولت مطلقه باشد، در آینده وجود چنین دولتی به نفع جامعه خواهد بود. نقیب‌زاده با اشاره به اینکه باید با دولت تا حدودی همراهی داشت، می‌گوید: این‌گونه نیست که همه تقصیرها را گردن دولت بیندازیم یا این‌گونه بیندیشیم که اگر این دولت رفت، بلافاصله پس از آن دموکراسی محقق می‌شود. به‌هیچ‌وجه ... مطالعه بیشتر

مسیر توسعه: بسط عقلانیت سیاسی در پرتو اعتدال و ارتباط متوازن

ناصر صدقی در این گفت‌وگو بر این نظر است که هر شکلی از توسعه در ایران، ضرورتا در چارچوب نهادهای دیرپایی صورت خواهد پذیرفت که در تاریخ ما ریشه دوانده و مردم با آنها خو گرفته‌اند. نهادهایی چون نهاد دین، نهاد خانواده، روابط قومی و… . صدقی بر این باور است که باید از رفتارهای هیجانی خودداری کرد و در فضای اعتدال، عقلانیت و نوعی توازن اجتماعی، مطالبات تعدیل‌شده را در چارچوب شکلی از تعامل و مصالحه پی گرفت. او نتیجه هر گونه تخاصمی را مضر به حال جامعه دانسته و به‌دلیل نحیف‌بودن جامعه، رادیکالیسم تقابلی را توصیه نمی‌کند. ‌همان‌طور ... مطالعه بیشتر

دموکراتیزاسیون ذیل قدرت

علیرضا صحرایی در این گفت‌وگو به صراحت اذعان می‌کند که اگر قرار بر تحقق قسمی دموکراتیزاسیون یا مشروطه‌خواهی باشد، باید ذیل جمهوری اسلامی ممکن شود. هر سنخی از توسعه را نیز ذیل همین وضعیت می‌توانیم پی‌جویی کنیم. ‌در باب ساخت سیاسی جوامع شرقی، تاکنون برخی رهیافت‌های نظری از سوی متفکرانی همچون مارکس، ویتفوگل، وبر و… مطرح شده است. نتیجه این رهیافت‌ها عمدتا به این‌ صورت بوده که روند مشروطه‌کردن قدرت در ایران به دلایلی ازجمله عدم شکل‌گیری طبقات مستقل از قدرت در ایران، جامعه کم‌آب و پراکنده، سرزمین‌های پهناور و… با نوعی انسداد مواجه می‌شود. تحلیل شما از این نظریات ... مطالعه بیشتر

حاکمیت قانون از بالا، گامِ نخست مشروطه‌سازی قدرت

او در این گفت‌وگو، توسعه ایران را تا حدی به «لیبرال اتوکراسی در آلمان در زمان بیسمارک پیش از جنگ دوم جهانی» شبیه می‌داند. قهرمان‌پور میان دو سنخ «حاکمیت قانون از بالا» و «حاکمیت قانون برای همگان» تمایز می‌گذارد و پیش‌نیاز و مقدمه حاکمیت قانون برای همگان را حاکمیت قانون از بالا می‌داند. از منظر او، مقدمه مشروط‌کردن قدرت، در وهله اول، توافق سیاسی میان حکومت و نیروهای قوی‌شده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خواهد بود.   همان‌طور که می‌دانید، در باب ساخت سیاسی ایران، تاکنون رهیافت‌هایی نظری از متفکرانی مانند مارکس، منتسکیو، وبر، ویتفوگل و… مطرح بوده و در فضای ... مطالعه بیشتر

بازیگرانِ مشروطه سازیِ قدرت؛ دولت، جامعه و عناصر فراملی

قاضی مرادی در این گفت‌وگو سه عنصر دولت، جامعه و نیروی فراملی را در فرایند دموکراتیک‌کردن قدرت در ایران به معنای مشروط‌کردن آن، مؤثر و بلکه تعیین‌کننده می‌داند. درخصوص نقش دولت، وی شرط امکان مشروط‌کردن مسالمت‌آمیز قدرت را وجود جناح میانه‌رو قوی نسبت به جناح تندرو می‌داند. از طرفی، به نظر قاضی‌مرادی، مهم‌ترین شرط امکان مشروط‌کردن قدرت، عاملیت سیاسی-اجتماعی جامعه در برابر دولت است. چنین عاملیتی، از خلال سازمان‌یافتگی سیاسی و مدنی جامعه روی می‌دهد. در این مصاحبه پرسش‌ها حذف شده است. شیوه  تولید آسیایی  و  دولت  استبدادی با گسترش سرمایه‌داری غرب در جهان غیر اروپایی و به ‌موازات آن ... مطالعه بیشتر

قهقرا یا فروپاشی؛ نتیجه کنش‌های ناآگاهانه و غیرمسئولانه

از احسان شریعتی تا کنون آثاری از جمله «فلسفه هایدگر و قرائت ایرانی آن»، «فلسفه خودی در اندیشه اقبال لاهوری»، «فلسفه سیاسی فارابی، شرح رساله سیاسه المدنیه»، «نیندیشیده‌مانده‌های فلسفی اندیشه معلم شریعتی» و … منتشر شده است. شریعتی در این گفتگو تصریح می‌کند که برای نیل به بدیل وضع موجود، باید مسئولانه برخورد کنیم. به عقیده او، تجربه‌ی تاریخی نشان داده ممکن است به حالت بدتر هم کشیده بشویم و به قهقرا برویم و فروپاشی همه جانبه پیش بیاید. همه چیز از هم بپاشد و کشور از بین برود. پس برای اینکه اینطور نشود ما باید این تضمین را بدهیم ... مطالعه بیشتر

راه طی‌نشده

محور تئوریک این گفت‌وگوها با ابتنا به رهیافت نظری متفکرانی مانند مارکس، ویتفوگل، منتسکیو، وبر و… به این قرار بود که گویی روند مشروطه‌کردن قدرت در ایران، به دلایلی از جمله فقدان ساخت طبقاتی، اقلیم جغرافیایی منحصربه‌فرد، جامعه کم‌آب و پراکنده و… همواره با نوعی بن‌بست یا انسداد تاریخی مواجه شده است؛ ازاین‌رو و با عطف توجه به چنین زاویه تحلیلی، از پژوهشگران پرسیده بودیم که آیا روند مشروطه‌خواهی به همان شکل که تاکنون طی شده، امکان ادامه حیات دارد یا آنکه مسیر بدیلی را می‌توان برای آینده ایران متصور بود؛ مسیری که ضرورتا بر راهی تاکنون «طی‌نشده» اصرار دارد ... مطالعه بیشتر

دالان‌های توسعه‌ی پیچیده از نظرگاهِ ناسیاست-سیاست

از مقصود فراستخواه تاکنون، کتاب‌ها و مقاله‌های متعددی به چاپ رسیده که به مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود: ذهن و همه‌چیز؛ طرح‌واره‌هایی برای زندگی، ما ایرانیان: زمینه‌کاوی تاریخی و اجتماعی خلقیات ایرانی، خویش‌کاوی ایرانیان در دوران مدرن، فضاها و پویش‌های شهری در مشروطیت با تأکید بر مورد تبریز، جامعه بزرگ و مقتضیات آن، جامعه ایران، بیم‌ها و امیدها و… . فراستخواه در این گفت‌وگو با تأکید بر یک ماتریس چندوجهی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فناوری و ذهنی، از پیچیدگی وضعیت جامعه ایران سخن می‌گوید و معتقد است نباید تحلیلی تقلیل‌یافته و ساده‌انگارانه از وضعیت به دست داد. از طرفی او به برهم‌افزایی ... مطالعه بیشتر

دولت مطلقه، نیاز یک جامعه از هم گسیخته است

برخی آثار احمد زیدآبادی عبارت‌اند از: دین و دولت در اسرائیل، الزامات سیاست در عصر ملت-دولت، از سرد و گرم روزگار، بهار زندگی در زمستان تهران و… . در این گفت‌وگو او تصریح کرده که سرنگونی دولت مطلقه، لزوما به وضعی مطلوب و نظمی دموکراتیک منجر نخواهد شد. حتی ای بسا وجود دولت مطلقه، نیاز جامعه‌ای ازهم‌گسیخته باشد که اجزای آن نمی‌توانند با هم سازگاری داشته باشند. او انقلاب‌ها را نتیجه ضعف دولت‌ها می‌داند و بر این نظر است که همواره پس از رخداد انقلاب، دولت قدرتمندتری با تمرکز بیشتر روی کار می‌آید. زیدآبادی معتقد است که دوگانگی قدرت، به ... مطالعه بیشتر

هزینه مبادله سیاسی در ایران بالاست

همان‌گونه که مستحضرید، برخی رویکردهای نظری از سوی متفکرانی چون مارکس، ویتفوگل، وبر و… پیرامون ساخت سیاسی ایران مطرح بوده است. اگر این تئوری‌ها را ذیل یک پارادایم قرار دهیم، می‌توان گفت مطابق این نظریات و به دلایلی از جمله جامعه کم‌آب و پراکنده، عدم شکل‌گیری فئودالیسم در ایران، سرزمین‌های پهناور و… مشروطه‌کردن قدرت در ایران با انسداد مواجه می‌شود. ارزیابی شما از این نظریات و نتایج حاصل از آنها چیست؟ در مجموع می‌توان گفت هرکدام از این نظریات تنها بخشی از واقعیت جوامع شرقی و جامعه ایرانی را توضیح می‌دهند. اما بخش دیگری را نیز توضیح نمی‌دهند. برای مثال، ... مطالعه بیشتر

وضعیت پات‌شدگی

تاریخ معاصر ایران، از صدر مشروطه تاکنون، فرازونشیب‌های بسیاری را به خود دیده است و نیروهای بسیاری در میادین اجتماعی، با یکدیگر رقابت‌ها و گاه تخاصم‌هایی داشته‌اند، اما به‌نظر می‌رسد روند مشروطه‌کردن قدرت با نوعی انسداد مواجه می‌شود؛ گویی که درصد ناکامی‌ها کمی بیش از میزان توفیق‌ها بوده است. با این وصف، مسئله ایران امروز را تا چه اندازه تمرکز قدرت دانسته و فکر می‌کنید به چه طریقی خواهیم توانست هم اِعمال حاکمیت مؤثر را در ایران شاهد بوده و هم این حاکمیت، به نحوی مقید و مشروط، به‌صورت مشروع در پهنه سرزمینی اعمال اقتدار کند؟ در ابتدا می‌خواهم تقسیم‌بندی ... مطالعه بیشتر

دموکراسی، آخرین پروژه ایران است نه اولین آن

همان‌گونه که مستحضرید، در باب ساخت سیاسی ایران تاکنون برخی رهیافت‌های نظری از سوی کسانی مانند مارکس، ویتفوگل، وبر و… مطرح بوده است. مطابق این نظریات و به دلایلی از جمله شکل‌نگرفتن طبقات مستقل از قدرت در ایران، جامعه کم‌آب و پراکنده، سرزمین‌های پهناور و… روند مشروطه‌کردن قدرت در ایران با انسداد مواجه می‌شود. تحلیل شما از این نظریات و نتایج حاصل از آنها چیست؟ بنده درباره همه این نظریات سوگیری دارم. مفصل هم نوشته‌ام. در کتاب بنیان‌های فکری نظریه جامعه ایرانی تفصیلا این نظریات را مورد انتقاد قرار داده‌ام. آنچه تحت عناوینی مانند وبریسم، مارکسیسم و ویتفوگلیسم ایرانی، استبداد ... مطالعه بیشتر

دولت قوی و جامعه نیرومند، دو بالِ توسعه‌یافتگی

همان‌طور که مستحضرید، تاکنون درباره تحلیل ساخت سیاسی جامعه شرقی به‌طور عام و جامعه ایران به‌طور خاص، برخی تئوری‌ها از سوی برخی متفکران از جمله مارکس، ویتفوگل، مونتسکیو، وبر و… مطرح بوده است. مطابق این نظریات و بنا به دلایلی مانند سرزمین‌های پهناور، جامعه کم‌آب و پراکنده، شکل‌نگرفتن طبقات مستقل از دولت و…، روند مشروطه‌کردن قدرت در ایران با انسداد مواجه می‌شود. ارزیابی شما از این نظریات و نتایج حاصل از آنها چیست؟ در ابتدا عرض کنم که نظریه‌هایی که معمولا ازسوی نظریه‌پردازان و جامعه‌شناسان اروپایی ساخته‌وپرداخته شده است، باوجود تفاوت‌هایی که دارند، عمدتا برگرفته از نوعی نگاه اروپامحورانه آن ... مطالعه بیشتر