تعارض منافع خبرنگاران

ژورنالیست‌ها ادعا می‌کنند که تعارض منافع موضوعی ساده است، اما …


تعارض منافع تنها مربوط به مناصب دولتی و حاکمیتی نیست؛ تمامی ارکان جامعه‌ی مدنی و شاغلان بخش خصوصی نیز می‌توانند در موقعیت‌های تعارض منافع قرار گیرند. تشکل‌های حرفه‌ای و صنفی، سازمان‌های خیریه و مردم‌نهاد، شرکت‌های خصوصی و ... بخش‌هایی از جامعه هستند که مانند شاغلان در بخش دولتی در معرض تعارض منافع قرار دارند. از جمله این مشاغل می‌توان به خبرنگاری اشاره کرد که از قضا تعارض منافع در آن می‌تواند به نتایج بسیار زیان‌باری برای جامعه همچون ارائه اطلاعات نادرست و تحریف شده بینجامد. یادداشت پیش رو، به پرونده‌ی تعارض منافع خبرنگاران در کانادا پرداخته است. در حالی که مطبوعات و رسانه‌ها یکی از ارکان مقابله با تعارض منافع محسوب می‌شوند، خود می‌توانند در معرض بروز تعارض منافع قرار گیرند. در نتیجه وقوف بر این مسئله که تعارض منافع را تنها نباید در اجزای حاکمیت جستجو کرد و ممکن است در همین نزدیک‌دست و تجربه‌ی زیسته‌ی خود ما بروز یابد، واجد اهمیت است. چنان‌که در این یاداشت مشاهده می‌شود متداول‌ترین شیوه‌ی مواجهه با تعارض منافع در حیطه‌ی خبرنگاری، افشای منافع متعارض برای مدیران رسانه‌ای است که خبرنگار در آن مشغول به فعالیت است. اخراج برخی خبرنگاران در کانادا به سبب عدم افشای تعارض منافع در سال‌های اخیر بسیار خبرساز شده است. در این مطلب تلاش شده است علت اخراج این افراد را مورد واکاوی قرار دهد.

تاریخ انتشار : ۲۸ تیر ۹۹

وقتی بحث تعارض منافع خبرنگاران مطرح می‌شود ـ بالقوه[2]، بالفعل[3] یا ادراک شده[4] ـ معمولا قواعد ساده هستند. آنها پیرامون این اصل شکل می‌گیرند که نیاز است مخاطبان (و مدیریت) بدانند آیا گزارشگر، مجری اخبار[5] یا ویراستار تحت تأثیر هر نوع رابطه شخصی یا مالی‌ای با دیگر افراد یا سازمان‌ها هستند یا خیر.

اما چه اتفاقی می‌افتد اگر پروتکل‌های افشا درنظر گرفته نشوند؟ خوب آن‌طور که چندین نمونه کانادایی اخیر نشان می‌دهند، عدم افشا می‌تواند به سرعت به عدم استخدام ختم شود.

اخراج اخیر دو خبرنگار کانادایی برجسته بر مسائلی تأکید می‌کند که کارکنان رسانه‌ها با آنها مواجه می‌شوند وقتی‌که در زمین دشوار تعارض منافع می‌گردند.

در اوایل ماه جاری، موسسه رسانه‌ای کانادایی (CBC) اوان سولومون میزبان اولین برنامه تلویزیونی سیاسی یعنی قدرت و سیاست، را به اتهام استفاده از موقعیت خبرنگاری‌اش برای دلالی یک اثر هنری برای یک دوست فروشنده هنر، برکنار کرد.

اخراج سولومون، به دنبال انتشار یک گزارش در روزنامه تورنتو استار در مورد قرارداد یک خبرنگار با یک معامله‌گر آثار هنری به نام بروس بیلی رخ داد.

سولومون اعتراف کرد که حق کمیسیون‌هایی در حدود 300 هزار دلار کانادا برای نقشش در فروش آثار هنری دریافت کرده است، از جمله فروش آثار به مدیر بانک انگلستان یعنی مارک کارنی، اما او اضافه کرد که «همه این‌ها برای CBC افشا شده است».

کارنی قبلا مهمان برنامه قدرت و سیاست بود، همان برنامه‌ای که سولومون تا پیش از اخراج میزبانش بود.

در ظاهر، این موضوع ممکن است تصمیمی منطقی به نظر برسد.

سولومون که گفته می‌شد یک ستاره در حال ظهور در شبکه‌های دولتی است، توسط سیاست‌های ویراستاری ایستگاه رسانه‌ای محدود شده بود.

CBC در بیانیه ای ضمن دفاع از تصمیم خود در مورد سولومون، گفت که این فرد به گونه‌ای عمل کرده است که «متناقض با تعارض منافع و سیاست اخلاق سازمان و همچنین معیارها و شیوه‌های خبرنگاری» باشد.

درحالی‌که مارک کارنی و یکی دیگر از ارتباطات ژورنالیستی سولومون یعنی موسس برند بلک بری، جیم بالسیلی، هم در معاملات آثار هنری سولومون مشغول بودند، هیچ شواهدی وجود ندارد که هیچ یک از تصمیماتش در خبرنگاری تحت تأثیر عوارض جانبی کارش در معاملات آثار هنری قرار دارد.

عملکرد سریع CBC به عنوان حرکتی عجولانه و شاید بی‌تناسب با عمل ظاهرا «مجرمانه» سولومون مورد انتقاد قرار گرفت.

اتحادیه سولومون یعنی انجمن صنفی رسانه‌ای کانادا، هم عملکرد CBC را «عمل شدیدا خشن» خواند.

سولومون دومین مجری برجسته‌ای بود که توسط رسانه‌ای کانادایی پس از ادعاهای تعارض منافع اخراج شد.

در ژانویه امسال یک مجری اخبار شبکه تلویزیون جهانی[6]به نام لسلی رابرتز، از شبکه‌ای در تورنتو استعفا داد بعد از اینکه افشا شد او همچنین با یک شرکت روابط عمومی[7] همکاری می‌کرده است؛ شرکتی که کارکنانش در برنامه رابرتز به صورت منظم شرکت می‌کردند.

به صورت طنزآمیزی، آشکار کردن ارتباط افشا نشده رابرتز را با شرکت روابط عمومی باز[8] یکی دیگر از تحقیقات تورنتو استار بود.

رابرتز گفت که او از شرکت روابط عمومی باز هیچ دستمزدی دریافت نکرده است اما در خصوص ارتباطش با این شرکت به هیچ یک از روسایش اطلاع نداده بود.

شاید در خصوص مورد رابرتز، تعارض منافع ظاهری خیلی آشکارتر است. اغلب ژورنالیست‌ها از هر اشاره‌ای در مورد اینکه یک همکار ارشد هم برای «بخش تاریک» کار می‌کند، وحشت‌زده می‌شوند.

همچنین مشخص است که احتمال وجود پتانسیل برای درب گردانی «بسیار پرسود» میان شرکت روابط عمومی و استودیوی خبری رابرتز وجود دارد.

آیا درک شواهد تعارض کافی است؟  

به نظر نمی‌رسد رابرتز و سولومون هیچ‌کدام یکی از قوانین کانادا را نقض کرده باشند. هیچ ادعایی در مورد رفتار مجرمانه یا فسادآمیز در خصوص آنها وجود ندارد.

بنابراین آیا وجود درکی از تعارض منافع خبرنگاران برای یکی از کارفرمایان رسانه‌ها جهت اقدام به عمل کافی است؟

به نظر می‌رسد در فضای جامعه کانادا پاسخ «بله» باشد و بحث در مورد آسیب به اعتبار و آبرو بحثی جدی باشد.

به نظر می‌رسد ما شخصیت‌های رسانه‌ای را در جایگاه‌هایی دارای استانداردهای بالاتر قرار می‌دهیم و آنها را صرفا موجوداتی فانی نمی‌دانیم ـ و در درون قلمرو رسانه‌ای عمومی ـ که توسط مالیات دهندگان تأمین مالی می‌شود ـ پاسخگویی و مسئولیت پذیری باید مدنظر قرار گیرد و مورد نظارت قرار گیرد.

هرگونه تعارض منافع در اتاق خبر اگر بر صحت و صداقت گزارشگری و تصمیم‌گیری در خصوص ویراستاری تأثیر بگذارد، یک مسأله بالقوه است، اما باید شواهد بسیار دقیقی وجود داشته باشد.

بر اساس دانسته‌های من موارد مشابهی اخیرا در رسانه های استرالیا وجود نداشته است ولی این بدان معنا نیست که ادعاهای تعارض منافع خبرنگاران از یک زمان تا زمان دیگر بروز نمی‌یابند.

اغلب اوقات این ادعاها بر علیه کارکنان ABC اقامه می‌شوند، و معمولا توسط خبرنگاران یا مفسرانی که برای شبکه‌ها یا ناشران رقیب کار می‌کنند.

میزبان برنامه لیت لاین[9]، تونی جونز مرتبا مورد تهاجم است.

امسال در ماه مارس هرالد سان مقاله‌نویس و اندرو بولت مجری شبکه 10 جونز را بابت تعارض منافع در زمانی که در سال 2012 مدیر تشریفات اکسپوی کربن (Carbon Expo) بود، متهم کردند.

اکسپوی کربن یک همایش سالانه است که هر سال بر مسائل پایداری و تولید بازاری برای اعتبارات کربن متمرکز است.

برطبق نظر بولت، جونز به خاطر نقشش در ABC، که نیازمند بی‌طرفی در ارائه اخبار و نظرات است، دچار تعارض است.

بولت معتقد است که جونز بسیار به آنچه که او رویکرد «مبتنی بر گرمایش» تغییرات آب و هوایی می‌نامند، نزدیک است و به میزبانی‌اش در اکسپوی کربن به عنوان شاهد خود استناد می‌کند. اما ABC هرگز هیچ عملی بر علیه جونز انجام نداد و مشارکت او در مجامع عمومی مانند اکسپوی کربن با تأیید آشکار مدیریت ABC رخ داد.

جونز توسط دو بنگاه گویندگان معرفی شد  و ـ بر طبق آنچه در وب‌سایت اوویشن آمده است ـ بابت هر بار که کاری به او پیشنهاد می‌شد حداقل 5000 دلار آمریکا پرداخت می‌کرد.

آیا این تعارض منافع است؟ به نظر می‌رسد استدلال جونز بیشتر بر پایه‌های سیاسی و نه دلایل اخلاقی استوار است. بولت به این مشهور است که منتقد ABC و علم تغییرات آب و هوایی هر دو است. ارزش پولی جونز به عنوان تسهیلگر و ام سی بر اساس پروفایل او در ABC پیش‌بینی می‌شود بیش از اینکه دیگر روابط او یا رابطه‌اش با دفاتر گویندگان، برای مدیریت ABC و هر عضو کنجکاو دیگری که نام او را در گوگل می‌جوید، شناخته بشود. شاید اظهارنامه بتواند تونی جونز را از اتهامات مبرا کند. به نظر می‌رسد در پرونده‌های سولومون و رابرتز آنچه آنها را نابود کرد رازداری و پنهان‌کاری‌شان ـ و بیان ناگهانی آن ـ بود. اگرچه می‌توان گفت این موارد متفاوت هستند.

ارتباط با یک آژانس روابط عمومی که زمان پخش روی شبکه شما را برای مشتریانش درخواست می‌کند، جرم بزرگ‌تری نسبت به این است که به یک دلال آثار هنری معرفی شوید. میزبانی از رویدادهای مربوط به شرکت‌ها و همایش‌ها در ظاهرش کاری بی‌عیب و نقص به نظر می‌رسد.

هرگونه تعارض منافع خبرنگاران در اتاق خبر اگر بر صحت و صداقت گزارشگری و تصمیم‌گیری در خصوص ویراستاری تأثیر بگذارد، یک مسأله بالقوه است، اما باید شواهد بسیار دقیقی وجود داشته باشد.

منبع:

https://theconversation.com/journalists-declaring-conflicts-of-interest-sounds-simple-but-43336

پانوشت:

  • نام نویسنده اصلی متن: مارتین هرست[1]
  • [1] Martin Hirst, Associate Professor Journalism & Media, Deakin University
  • [2] potential
  • [3] actual
  • [4] perceived
  • [5] presenter
  • [6] Global TV
  • [7] PR agency
  • [8] Buzz PR
  • [9] Lateline
لینک کوتاه https://iran-bssc.ir/?p=7944

تعارض منافعتعارض منافع در جامعه‌ی مدنی

خبرنگارانمصادیق تعارض منافع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *