مروری بر ادبیات تعارض منافع

ذی‌نفعان: از تعارض تا هماهنگی

مدیریت بر ذی­نفعان سازمانی و چگونگی کسب رضایت آنها[1]


هدف اصلی این مقاله بررسی نحوه مدیریت ذی‌نفعان یک سازمان است. بر این اساس ذی‌نفعان سازمان‌ها دیگر فقط سهامداران و مالکان آن نیستند، بلکه باید رضایت هرکسی که که بتواند بر سازمان تاثیر بگذارد، جلب کرد. ذی‌نفع از نظر این مقاله هر شخصیت حقیقی یا حقوقی است که بتواند بر سازمان تاثیر بگذارد، یا تصمیمات سازمان بر وی تاثیرگذار باشد. نکته مهم آن است که ذی‌نفعان مطلق نیستند، بلکه نسبت به هر موضوعی در سازمان به صورت نسبی تعریف می‌شوند. مهم ترین تقسیم‌بندی این مقاله ذی‌نفعان را به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم می‌کند. ذی‌نفعان داخلی در درون سازمان قرار دارند (همانند کارمندان، مدیران میانی، سهامدارن و غیره) و ذی‌نفعان خارجی در محیط خارجی سازمان‌ها هستند (موسسات مالی، رقبا، مشتریان و غیره).

تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۹۸

نمودار شماتیک فوق بخشی از ذی­نفعان یک سازمان را نشان می‌­دهد. نوع منفعت هرکدام از گروه­های بالا مشخص است، بنابراین به عنوان توضیح آنکه منظور از «گروه­هایی که منافع ویژه دارند» گروه­هایی مدنی همچون سازمان­های زیست­‌محیطی، حامی حقوق زنان، حمایت از مصرف­‌کننده و غیره است.

بخش سوم این مقاله به تشریح منفعت هرکدام از این ذی­نفعان می ­پردازد:

سهامدارانمشارکت در توزیع سود، حق خرید سهام جدید، حق رای، بازرسی، انتقال سهام، انتخاب هئیت مدیره
بستانکارانپرداخت اصل و فرع بدهی، ایمنی دارایی مورد وثیقه، اولویت نسبی در زمان انحلال و
کارکنانرضایت مالی، اجتماعی و روانی در محل کار، سهیم شدن در مزایای جانبی، آزادی در پیوستن به اتحادیه ها، شرایط کار مناسب
مشتریانکیفیت، قیمت و خدمات پس از فروش،  تحقیق و توسعه برای بهبود محصول، تسهیل اعتبار برای مشتری
تامین کنندهادامه حیات موسسه، انجام به موقع تعهدات، روابط حرفه ای در قرارداد
دولتهامالیات، رقابت منصفانه، رعایت قوانین و مقررات
اتحادیه هاشناخته شدن به عنوان نماینده کارکنان، استمرار حضور اتحادیه در سازمان های کسب و کار
رقبارعایت هنجارهای تعیین شده توسط جامعه و صنعت برای رفتار رقابتی، رفتار حرفه ای از جانب همکاران

بخش چهارم این مقاله به مدیریت ذی­‌نفعان می­پردازد. نویسندگان یادآور می­‌شوند که قدرت هر یک از ذی‌نفعان به یک میزان نیست و برای مدیریت ذی­نفعان اولین گام تعیین قدرت آنان است. علاوه بر این بخشی کوتاه از مقاله به این موضوع م‌ی­پردازد که سازمان چه مقدار می­تواند بر ذ‌ی‌­نفعان خارجی تاثیر بگذارد. با توجه به مثال­هایی که آورده می‌­شود، نتیجه گیری آن است که سازمان­ها به طور موثری می‌­توانند بر ذی­نفعان خارجی تاثیر بگذارند. البته نکته قابل تامل آن است که اکثر مثال­های ارائه شده در مقاله برای مدیریت ذی­نفعان خارجی استفاده غیراخلاقی از «تعارض منافع» است. برای مثال پیشنهاد مولفان برای تاثیرگذاری بر ذی­‌نفعان دولتی به کار‌گیری کارگزاران دولتی در سازمان، برای موسسات مالی انتخاب مدیران اجرایی و غیره است.

در نهایت مقاله نتیجه گیری می­‌کند که بهترین نوع برنامه‌­ریزی استراتژیک برای سازمان­ها برنامه‌­هایی هستند که منافع تمام ذی­‌نفعان (بخصوص قدرتمندان: اشاره می‌شود در هر سازمان 2 ذی­نفع اساسی وجود دارد) را دیده و آنان را راضی نگه دارد.

منبع

  • حسین­پور قروقچی، اسماعیل و حسن صیاد طلایی (1385)، « مدیریت بر ذی­نفعان سازمانی و چگونگی کسب رضایت آنها»، مدیریت فردا، شماره 15 و 16، صص 23-30.

دریافت متن کامل مقاله

لینک کوتاه https://iran-bssc.ir/?p=4049

تعارض منافعمبانی نظری و روش‌شناختی تعارض منافع

تعارض منافع ذی‌نفعان شرکتها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *