در پیشگفتار کتاب آمده است: امروزه فساد اداری به یک معضل جهانی تبدیل شده و دولتها آگاهاند که فساد اداری آسیبهای بسیاری به سیستم سیاسی و اقتصادی و سطح توسعهیافتگی جوامع وارد خواهد کرد است، بهعلاوه سیاستهای دولت را در تضاد با منافع اکثریت قرار میدهد و باعث هدر رفتن منابع ملی میشود. همچنین فساد اداری به کاهش اثربخشی دولتها در هدایت امور منجر میشود و از این طریق اعتماد مردم را نسبت به دستگاههای دولتی و غیردولتی کاهش داده و موجب کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف روحیه افراد درستکار میشود.
در این رابطه مدیریت غیرموثر، فقدان نظام شایستهسالاری و عدم وجود رابطه بین عملکرد و بهرهمندی از نظام مؤثر است چراکه بازنگری و اصلاح رابطه دولت و سایر بخشها و تبیین نقش جدید دولت در جامعه موجب مقابله با فساد و بهبود سلامت اداری میشود. همان رابطهای که در الگوی حکمرانی خوب تدوین شده و در آن بر تعامل و ارتباط دوسویه دولت با بخش دیگر (خصوص و مدنی) تأکید میشود.
هر میزان شاخصهای حکمرانی خوب در جامعه بهبود یابد، فساد نیز کاهشیافته و شاخص سلامت اداری برجسته میشود و عوامل فساد کاهش مییابد. با توجه به این موارد مهم و ضرورت تعریف و شناخت اهمیت قدرت سیاسی و فساد اداری در معنای عام و خاص و فساد در معنای خاص آن در این کتاب، ابتدا به تعریف قدرت سیاسی و ویژگیهای آن پرداخته میشود؛ سپس علل و پیامدهای فساد اداری در سطح جامعه مورد بررسی قرار میگیرد.
این کتاب دارای چهار فصل بدین ترتیب است: فصل نخست به بررسی مفهوم قدرت و قدرت سیاسی اختصاص یافته است. در این فصل ابتدا به سیر تاریخی تحول مفهوم قدرت در اندیشه سیاسی غرب در چهار دوره کلاسیک، میانه، مدرن و پسامدرن پرداخته شده است. سپس نویسنده به تعریف قدرت سیاسی از دیدگاه اندیشمندان غرب و اسلام (امام علی و آیتالله خمینی) پرداخته است.
نویسندگان در فصل دوم ابتدا به تعریف فساد، طبقهبندی فساد اداری و انواع فساد اداری پرداخته است. سپس علل بروز فساد اداری و پیامدهای آن توضیح داده شده است. در بخش انتهایی این فصل مفهوم فساد در اسناد بینالمللی و علل بروز فساد در نهجالبلاغه توضیح داده شده است.
بخش اعظم فصل سوم که مفهوم حکمرانی خوب را بیان میکند، به بررسی انواع رابطه دولت و جامعه اختصاصیافته است. در این فصل تأکید میشود که به سبب نقش دولت در شکلگیری زمینههای ساختی نهادی، پیشبینی سیاستها و راهبردهای کلان در الگوی حکمرانی خوب، کارکرد و ساختار دولت به طراحی فرایندهایی نیازمند است که عبارتاند از دولت ظرفیت ساز، دولت انطباق گرا، دولت رفاه گرا، دولت شهروندمداری- نهادگرا است. همچنین در این فصل مفهوم حکمرانی خوب در اندیشه سیاسی غرب از جمله ارسطو، افلاطون هابز و در اسلام دیدگاه امام علی نسبت به این امر بررسی شده است.
فصل پایانی کتاب با عنوان خوبترین روش اعمال قدرت سیاسی و به تبع آن کنترل فساد اداری به بررسی الگوی حکمرانی خوب و نقش آن در کاهش فساد پرداخته است. همچنین در مورد راهبردهای بهبود حکمرانی و کاهش فساد به تقویت جامعه مدنی، سیاستهای اقتصادی و اصلاحات اداری، مدیریت منضبط مالی در امور و اصلاح امور قضایی اشاره شده است. نویسنده سپس بر اساس اصول مدیریت سیاسی سالم در حکمرانی خدامحور در منابع اسلامی، به معرفی شاخص حکمرانی خدامحور در راستای کاهش فساد پرداخته که معیارهایی مانند جلب رضایت مردم، عدالتمحوری، سیستم قضایی کارآمد، توصیههای اخلاقی به صاحبان قدرت و همچنین مبارزه با انحصارگرایی مطرح شده است.
منبع:
*عباسی، مهدی؛ جلیلوند، فرهاد (۱۳۹۷) حکمرانی خوب، قدرت سیاسی، فساد اداری، تبریز: اختر.
لینک کوتاه https://iran-bssc.ir/?p=15712
بدون دیدگاه