نماد سایت مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه

تفاوت پلیس علف‌خوار و گوشتخوار

در این کتاب، فساد به صورت گسترده و چند بعدی تعریف شده است. این فساد به سوءاستفاده از اختیارات و قدرت و اعتماد مردم مربوط می‌شود و گونه‌های مختلفی هنگام قانون شکنی و فرار از رسوایی و افشای ماموران به عنوان خلافکار به خود می‌گیرد.

این کتاب به این موارد توجه خاصی دارد: طبقه‌بندی فساد، گونه‌های مختلفی که فساد به خود می‌گیرد، مسیرهایی که ماموران به سمت فساد طی می‌کنند و توجیه آنها و تبانی در فساد؛ چه در درون و چه در بیرون سازمان. تحلیل‌های تطبیقی کتاب از فساد، رسوایی و اصلاحات عمدتا از کشورهای ایالات متحده، انگلستان و هلند نوشته شده است.

کتاب دارای هشت فصل است. فصل اول مقدمه‌ای درباره الگوی رسمی فساد در پلیس و داستان یک افسر پلیس در نیویورک است که خود با تبهکاران و قاچاقچیان ارتباط مستقیم داشت.

فصل دوم درباره فساد و انواع آن است. نویسنده مجموعه از طبقه بندی‌های روش‌های فساد پلیس را نام برده است که از میان آنها دو طبقه بندی جالب توجه است. طبقه بندی بارکر و روباک و طبقه بندی رایج میان پلیس‌ها. در طبقه بندی بارکر و روباک، هشت فساد مطرح است: فساد جایگاه (موقعیت)، پورسانت، دزدی از دستگیرشدگان و یا قربانیان جنایات و تصادفات، حمایت از فعالیت‌های غیرقانونی مثل مواد مخدر و قماربازی، ساخت و پاخت (زد و بند) مثل گم کردن مدارک یا جعل، رفتار مجرمانه مستقیم، باج سبیل‌های داخلی و نویسنده یک روش دیگر را اضافه می‌کند به نام پرونده سازی و پاپوش.

طبقه بندی رایج فساد در میان قلمرو پلیس‌ها، شامل: علف خواری (پایین‌ترین سطح انحرافات پلیس مثل دریافت زیر میزی و هدیه)، فساد معمول و رایج ( مثل رشوه خواری، پورسانت و اخاذی)، فساد در فرایند (مثل دروغگویی، دستکاری شواهد و هرآنچه که مسیر عدالت را منحرف کند)، گوشتخواری (در دست گرفتن بازارهای تبهکاران و همکاری مستقیم با فعالیت‌های مجرمانه) و فساد جنگجویانه (تلاش علیه جرایم اما از طریق غیرقانونی).

فصل سوم، مروری بر فساد پلیس در ایالات متحده است که به طور سنتی با رشوه، قمار و مواد مخدر و مشروبات در ارتباط است. فصل چهارم، درباره فساد پلیس هلند است که چه طور هنوز در سطح پایینی از فساد قرار دارد و شواهد کمی از فساد گسترده و سازمان یافته در پلیس هلند دیده شده است.

فصل پنجم، ارزیابی و انحراف پلیس در انگلستان است که چه طور پلیس انگلیس با مجرمان  روابط داشته‌اند اما در سال‌های اخیر الگوی فسادها تغییر کرده است و چند پرونده درباره فساد پلیس ایرلند شمالی بیان شده است.

فصل ششم مطالبی درباره ویژگی دنیای پلیسان است که تماما مربوط به داستان‌های واقعی با ذکر اسناد و مدارک است که درباره افسران پونتام، لوسی و سرکس است.

فصل هفتم تحت عنوان رسوایی، اصلاحات و پاسخگویی است. در این فصل با اشاره به تجربه آمریکا و انگلستان در اصلاح و تغییر در نیروی پلیس به این موضوع می‌پردازد که اگر سازمان‌های پلیس بخواهند تغییری ایجاد کنند، نیازمند رهبری قوی، نظارت دقیق، ساختار پاسخگو و فرهنگ شکایت و انگیزه برای حل مشکلات است.

فصل هشتم به عنوان نتیجه‌گیری تحت عنوان، انگشتان چسبناک و دستان کثیف است. نویسنده معتقد است که فساد در پلیس تنها بخاطر سود و انگیزه‌های شخصی نیست بلکه فساد در سازمان پلیس از شکست مدیریتی و کمبودهای سازمانی است.

منبع: