سایر مبانی نظری

اجماع واشنگتن- مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه

ظرفیت‌سازی حکومتی مقدم بر خصوصی‌سازی

زمانی که به عقب می‌نگریم و نتایج سیاست‌های اجماع واشنگتن را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که آزادسازی اقتصادی در بسیاری از کشورها نتوانست به وعده‌های خود عمل کند. به‌خصوص، برخی کشورها که ابزارهای مناسبی نداشتند، دریافتند که فقدان چارچوب نهادی مناسب باعث شده است وضعیت آنان پس از آزادسازی اقتصادی بدتر شود. مشکل اینجا بود که درحالی‌که این نیاز وجود داشت که دولت‌ها در حوزه‌هایی خاص کوچک شوند، باید در همین زمان در حوزه‌هایی دیگر تقویت می‌شدند. تأکید نسبی در این دوره تا حدود زیادی بر محدود ساختن فعالیت‌های دولت بود که اغلب می‌توانست به ظرفیت‌های دولتی ضربه بزند. این درحالی ... مطالعه بیشتر
تقویت ظرفیت‌های حاکمیتی برای برقراری آزادی‌های لیبرالی

بازگشت به هابز

در قرن بیستم دولت دشمن اصلی آزادی بود. اما امروز، ضعف دولت مهم‌ترین تهدید برای آزادی است. در بخش‌های زیادی از جهان، دولت‌ها سقوط کرده‌اند. در بخش‌هایی دیگر، دولت به‌تدریج تضعیف‌شده است یا فاسد است. نتیجه این است که میلیاردها نفر فاقد ابتدایی‌ترین شرایط برای زندگی مطلوب هستند. حتی در بسیاری از کشورهای ثروتمند نیز ترس از جرائم فراگیر است. اما لیبرال ها (تحت تأثیر سوابق هولناک جرائم علیه بشریت به پشتوانه دولت‌ها) در این باور خود راسخ هستند که چالش اصلی سیاست، محدود کردن قدرت دولت است. آن‌ها با باور به اینکه برخی آزادی‌های انسانی وجود دارند که هیچ‌گاه ... مطالعه بیشتر

دموکراسی و کیفیت دولت

چرا برخی کشورها توانسته‌اند مدیریت دولتی با کیفیت بالا ایجاد کنند که با کارآمدی نسبی به مردم خدمات ارائه می‌کنند، درحالی‌که کشورهای دیگر گرفتار فساد، ناکارآمدی و بوروکراسی صلب و حجیم هستند؟ چه رابطه‌ای بین کارآمدی دولت و دموکراسی وجود دارد؟ آیا این دو یکدیگر را تقویت می‌کنند یا آیا تنشی بین مدیریت مناسب دولتی و مشارکت سیاسی گسترده وجود دارد؟ اهمیت کیفیت دولت بر نتایج مطلوب در سیاست‌گذاری‌ها را می‌توان در زمینه‌های مختلفی مشاهده کرد. به عنوان مثال در بحران یورو در سال ۲۰۰۹-۲۰۱۰ نظام‌های بانکی کشورهایی همچون یونان و ایتالیا گرفتار سطوح بالایی از بدهی شدند. برخلاف کشورهای ... مطالعه بیشتر

راه‌‌حل منازعات سیاسی

احمد غلامی: در شرایط کنونی ایران به  نظر می رسد یافتن یا حتی جست وجوی نقطه اتصالی بین امر اجتماعی و امر سیاسی چندان کار آسانی نباشد؛ آن هم در شرایطی که در گفتمان سیاسی مسلط کاربرد امر اجتماعی به مفهومی برای سیاست زدایی از جامعه تقلیل پیدا کرده است. در صورتی که امر اجتماعی را می توان امتداد امر سیاسی دانست که تنش ها و منازعات سیاسی را کاهش می دهد؛ تنش هایی که در برخی از موارد به نتیجه مطلوبی نمی رسند و از قضا به تحدید فضای دموکراتیک در جامعه منجر می شوند. با این اوصاف، آیا ... مطالعه بیشتر

روشنفکران و دولت: کلان‌نگری یا پیشبرد اصلاح بخشی؟

اصل بحث ناظر بر نوع رویکرد به اصلاحِ جامعه است. برخی می‌گویند برای اینکه اصلاحی در جامعه صورت بگیرد، باید اصلاح در سطوح کلان رخ بدهد. به عنوان مثال ساختارهای بنیادی جامعه تغییر کند. این تصوری است که در طول تاریخ هم در روشنفکری ایران و نیروهای سیاسی وجود داشته است. بین خود مردم کمابیش همین تصور به همین شکل و به صورت عامیانه وجود دارد که همه چیز از بالا باید تغییر بپذیرد و مسئولیت همه چیز احاله به بالا می‌شود. ضمن اینکه این مسأله مهم است و نمی‌توان نفی کرد که ایراد در ساختار کلان چه آسیبی می‌تواند ... مطالعه بیشتر

تجربه‌ای از غلبه بر فقر سیاسی

کتاب ابداع امر اجتماعی به حوزه تاریخ اندیشه تعلق دارد. اندیشه‌ای ناظر بر تلاش برای تعریف یک ملت که تا پیش از این، ملت بودنش را فقط از خلال امر سیاسی از نوع انقلابی و منازعاتیِ آن تجربه کرده بود. تجربه‌ای که در همان سال‌های آغازینِ مطرح شدنش –یعنی در فاصله بین انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹که نظام مشروطه سلطنتی را جایگزین سلطنت استبدادی کرد، و سال ۱۷۹۵ که رسماً دوران معروف به «ترور» و دادگاه‌های صحرایی‌اش پایان یافت-، به مرگ بیش از دو میلیون نفر از جمعیت ۱۵ میلیونی فرانسه در صحنه‌های انقلابی، انتقام‌گیری‌های کور، جنگ‌های انقلابی و شهری ... مطالعه بیشتر

در اهمیت نظریه توانمندسازی حاکمیت و جامعه

موضوع توانمندسازی حاکمیت و جامعه از دو منظر مورد علاقه من است نخست به عنوان یک پژوهشگر اقتصادی و دوم به عنوان سیاست گذار رفاه اجتماعی. از منظر نخست نظریه توانمندسازی حاکمیت و جامعه بخش کاربردی نظریه اقتصاد نهادگراست. اقتصاددانان نهادگرا کیفیت نهادها از جمله کیفیت حکومت، کیفیت جامعه و کیفیت بازار را عامل تعیین کننده وضعیت کوتاه‌مدت و بلندمدت اقتصادی می‌دانند. نظریه توانمندسازی حاکمیت چارچوبی است برای بهبود کیفیت نهادها بویژه دو نهاد مهم حاکمیت و جامعه. این نظریه راهکاری ارائه می‌دهد که چگونه می‌توان ظرفیت‌های حاکمیت و جامعه را بهبود بخشید.  ایجاد شبکه‌های اصلاحی توصیه اصلی نظریه توانمندسازی ... مطالعه بیشتر